کاربرد موسیقی در درمان مشکلات عاطفی کودکان اوتیستیک

برخی موزیک تراپیست ها پی برده اند که موسیقی می تواند وسیله ای موثر جهت برقراری ارتباط با کودکان اوتیستیک باشد. موسیقی از جنبه های محیطی است که بچه های اوتیستیک با علاقه و رغبت به آن توجه نشان می دهند. فعالیت های موزیکی غالبا تقویت کننده موثری در ایجاد جواب های آگاهانه کودکان اوتیستیک است، موسیقی افزایش تکلم و پاسخ های شفاهی متقابل و تماس چشمی، آگاهی محیطی و رفتارهای مناسب اجتماعی را افزایش می دهد. فعالیت های غیر کلامی سازی اکتشافی و فی البداهه و فعالیت های تقلیدی ریتمیک که موفقیت زیاد و خواسته های کمی به همراه دارد، موثرترین عامل در مراحل آغازین موسیقی درمانی کودکان اوتیستیک به نظر می رسد.

 در طی سطوح متوسط پیچیده تر موسیقی درمانی، موزیک تراپیست می تواند فعالیت هایی را انتخاب کند که با ایجاد ارتباط موزیکال و همکاری با یکدیگر توجه و پاسخ  بیشتری از جانب کودکان فراهم کند. هولندر و جرس هم چنین به این  نکته پی برده اند که فعالیت های موزیکی ارف می تواند در درمان بچه های اوتیستیک بسیار موثر باشد.

تاثیر موسیقی بر ابعاد رفتاری کودکان اوتیستیک

الف) موسیقی می تواند به کاهش و یا حذف رفتارهای ایزوله کردن خود و کناره گیری اجتماعی  در این کودکان بیانجامد.

فقدان ارتباط اجتماعی و یا نارسایی در آن یکی از بارزترین خصوصیات این کودکان می باشد به گونه ای که نام این کودکان برگرفته از همین ویژگی در آن ها است. خصوصیت این رفتار می تواند شامل فقدان  تماس چشمی، فقدان یا ضعف  واکنش های عاطفی، کناره گیری یا دوری جستن، فقدان رابطه  با همسالان و نظیر آن باشد.

موسیقی سرشار از عوامل ارتباطی است. کودک اوتیستیک در طی جلسات موسیقی درمانی ناگزیر به ارتباط با چند عامل می باشد:

  • ارتباط با درمانگر
  • ارتباط با همسالان
  • ارتباط با خود
  • ارتباط با ابزار
  • ارتباط با موسیقی

یک موسیقی درمانگر می تواند برنامه ای تدوین نماید تا کودک اوتیستیک را مجذوب فعالیت ها نماید و تجاربی سازمان دهی نماید تا مشکلات حسی و حرکتی این کودکان را که معمولا آن ها را معطوف به خودشان و اجتناب از پیرامون می نماید به حداقل برساند. از طریق ترغیب کردن کودک به گوش دادن به موسیقی، فراهم کردن تجارب شنیداری، بینایی و لمسی در فضای موسیقیایی برای کودک و کمک به او در درک صداها و آگاهی و شناخت اشخاص و ابزاری که موجد صدا هستند، درمانگر می تواند به توسعه ی رفتارهای ارتباطی و اجتماعی کودک کمک نماید. آلوین(1975) اظهار می دارد که پس از درگیری کودک با این عوامل او به تدریج ارتباط با محیط اطرافش را توسعه داده و آن را نیز به مکان های غیر موسیقیایی تعمیم می دهد.

ب) موسیقی درمانی منجر به توسعه روابط کلامی و رشد گفتار در کودک اوتیستیک می شود. کودکان اوتیستیک اساسا در دستکاری سمبل ها یا استفاده از سمبل ها و نمادهای کلامی ناتوان هستند. زبان این کودکان معمولا گنگ و نامفهوم است و یا بیشتر به شکل صداهای نامفهوم و یا در شکل پیشرفته تر آن اکولالیا با محتوای ارتباطی محدود می باشد.

تکنیک های موسیقی درمانی تلاش می کند تا فرآیند های تولید گفتار آوایی را تسهیل کند و فرآیندهای ذهنی را در مفهوم سازی، سمبل سازی و درک مطلب فعال نماید.

ج)موسیقی درمانی در کاهش اختلالات حسی و ادراکی کودکان اوتیستیک موثر است. فضای موسیقیایی حاکم بر جلسات موسیقی درمانی مملو از محرکات حسی برای کودک اوتیستیک است. موسیقی باید سازمان یافته و نه شلوغ و به هم ریخته به کودک ارائه شود. از آن جا که کودکان اوتیستیک از اختلال حسی گوناگون رنج می برند، موسیقی درمانی نه تنها موجب آن می گردد تا کودک در دریافت های مربوط به یک حس وحدت ایجاد نماید بلکه به دلیل برخورداری از تجارب چند حسی از یک نوع یکپارچگی در درون داده های حسی برخوردار می گردد. بسیاری از کودکان اوتیستیک پس از چندین جلسه کار موسیقی درمانی از اعتدال مطلوبی در دریافت های حسی شنیداری برخوردار شده اند و بسیاری از اختلالات حسی در این زمینه در آن ها کاهش پیدا کرده است. این کودکان ممکن است بسته به نوع مشکلات لمسی که دارند از تماس با برخی سازها اجتناب نمایند و یا برخی را به شدت بنوازند. برخی سازها نیازمند استفاده از دست ها یا انگشتان است و برخی مانند سازهای بادی نیازمند استفاده از لب ها، دهان،  آرواره ها و زبان است. کودکان با نواختن این گونه سازها به درک آگاهانه ای از خود می رسند ضمن آن که این فعالیت ها می تواند موجب رشد گفتار در کودک شود. آن ها به تدریج می فهمند که کدام وسایل صداهای متفاوت تولید می کنند. آن ها حتی گاه به دنبال تکرار یک تجربه خوشایند نیز فعالیتی را چند بار تکرار می کنند. لمس سازهای مختلف، نواختن آن ها، مقایسه اصوات و طنین آن ها، گوش دادن به آن ها و انجام حرکت های موزون همراه آن ها شرایطی را برای کودک اوتیستیک مبتلا به اختلال حسی فراهم می کند تا درک آگاهانه از خود و محیط پیرامونش داشته باشد و با تلفیق دریافت های حسی گوناگون به پاسخ ها، واکنش های حسی معتدل تری نسبت به محیط خود دست یابد و از مشکلات انطباقی خود با پیرامونش نیز بکاهد.

«روش های موسیقی درمانی»

قبل از هرچیز اگر تعریف موسیقی در موسیقی درمانی را بسط دهیم و آن را شامل بازی، گوش کردن به موسیقی،خلاقیت،بداهه نوازی،حرکت،آواز خواندن یا اجرای موسیقی بدانیم، آن وقت متوجه می شویم که دخالت دادن اشخاص مورد نظر در هر یک از فعالیت هایی که برمی شمریم می تواند برخی از نیازهای درمانی آن ها را برطرف سازد. این نیازها ممکن است جسمی، عاطفی،اجتماعی، شناختی و یا روحی باشد.

با این تعریف ما می توانیم روش های موسیقی درمانی را طبقه بندی کنیم:

 

  1. آواز خواندن
  2. بداهه نوازی
  3. موسیقی و تخیل
  4. حرکات ریتمیک
  5. بازی های ریتمیک
  6. موسیقی و تمدد اعصاب
  7. موسیقی همچون یک فرآیند خلاق
  8. موسیقی زنده به مثابه ابزاری برای خود

موارد فوق می تواند دست مایه ی موسیقی درمانگر برای امور توانبخشی افراد معلول ذهنی باشد. این روش ها در ایران بارها مورد آزمایش قرار گرفته و نتایج مثبتی در پی داشته است و با اجرای این روش ها پیشرفت مطلوبی در آموزش کودکان کم توان ذهنی ایجاد شده است.

منابع:

1.راهنمای آموزش موسیقی و موسیقی درمانی کودکان کم توان ذهنی، هاتف دوستدار، چاپ 88، انتشارات اداره کل روابط عمومی بهزیستی کشور

2.مقدمه ای بر موسیقی درمانی، ژاکلین اشمیت پترز؛ ترجمه دکتر علی زاده محمدی،1380، انتشارات اسرار دانش.

 

1396
اسفند
6
يک‌شنبه 6 اسفند 1396
2018
February
25