آموزش گفتار پیشرفته(اصلاح گفتار)

 آرزو رضایی

در مبحث قبلی آموزش گفتار را تا سطح گفتار تقلیدی و کاربردی توضیح دادیم. در صورت دنبال کردن این برنامه آموزشی اکنون کودک می تواند نیازهای خود را در سطح جملات 3 الی 4 کلمه ای بیان کند و نیز باید بتواند برای یک تصویر جمله ای کوتاه بیان کند. گاهی ما با کودکی روبرو می شویم که خود به خود کلمات و جملات کوتاه را فرا گرفته اما به طور نادرست آن ها را بیان می کند، از جمله تلفظ اشتباه حروف، جابه جایی در حروف یا حتی جا به جایی در کلمات یک جمله. در این صورت ما نیاز داریم که در عین گسترش کلام کودک به تصحیح کلمات و جملات او نیز بپردازیم و انگیزه او برای استفاده از کلام را بالا ببریم. اصلاح کلام باید طوری باشد که کودک اعتماد به نفس خود را برای صحبت کردن از دست ندهد. بنابراین باید طبق یک برنامه منظم و به تدریج اشکالات را برطرف کنیم. پس بهتر است هدف ها را مشخص کرده و یکی یکی روی آن ها تمرکز کنیم. از جمله مشکلات عمده در این گونه کودکان عدم تلفظ برخی حروف یا اشتباه تلفظ کردن آن ها است. معمولا کودکان حروف بیان شده با لب ها و سر زبان را زودتر یاد می گیرند و حروف حلقی را دیرتر یاد می گیرند. تلفظ اشتباه ((ل)) به جای ((ر)) و ... شایع است که معمولا به زمان بیشتری برای اصلاح نیاز دارد. ما اصلاح حروف را نیز به صورت گام به گام و از آسان به دشوار انجام می دهیم مثلا اگر کودکی حرف ((ف)) را درست بیان نمی کند توجه او را به لب ها و دندان خود جلب می کنیم و حرف ((ف)) را آرام و فشرده و با حرکات اغراق آمیز بیان می کنیم یعنی ابتدا دندان های بالا را روی لب پایین قرار می دهیم، فشار می دهیم و سپس حرف ((ف)) را با صدای بلند بیان می کنیم. به این صورت کودک مراحل ادای حرف ((ف)) را یکی یکی دیده و تقلید می کند. وقتی کودک موفق به بیان درست آن شد ((ف)) را همراه با سایر مصوت ها آموزش می دهیم (فَ- فا- فو و ... ) سپس به تمرین با کلماتی که اول آن ها ((ف)) است می پردازیم(فیل - فاخته- فنجان و ...) و بعد کلمات دارای ((ف)) در آخر و سپس کلماتی که وسط آن ها ((ف)) به کار رفته را تمرین می کنیم. در نظر داشته باشیم که اِصلاح چند حرف به طور همزمان یا همراه با اصلاح ترتیب جمله و ضمیر و فعل ممکن است اعتماد به نفس کودک را به مخاطره انداخته و باعث طفره رفتن او از ادامه کار شود. هم چنین استفاده ار مشوق های به موقع بسیار مفید می باشد. در ادامه کاربردی کردن حروف اصلاح شده در گفتارخود انگیخته و هنگام پاسخگویی به سوالات مختلف به صورت تعمیم به موقعیت های واقعی باید مورد توجه قرار گیرد.

هنگام اصلاح حروف حلقی مثل (ق- ح- خ و...) استفاده از حس لامسه می تواند کار را آسان تر کند. مثلا هنگام اصلاح حرف ((خ)) دست کودک را روی گلوی خود قرار داده و بلند و اغراق آمیز حرف (خ) را بیان می کنیم تا کودک محل بیان آن را با دست خود احساس کند. هم چنین درهر کجا که لازم بود از روش های شکل دهی و گام به گام استفاده می کنیم که قبلا توضیح داده شد.
پس از اصلاح تلفظ ها تا جای ممکن به اصلاح جمله بندی ها، کاربرد ضمایر و حروف اضافه و شکل صحیح افعال و ... می پردازیم. اما قبل از آن یک مبحث دیگر را توضیح می دهیم. بسیاری از کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم دارای حالت اکولیلیا یا تکرار طوطی وار کلام هستند. یعنی آن ها ادا کردن کلمات و جملات را یاد گرفته اند اما آن چه را که می شنوند تکرار می کنند. در این جا مجبور هستیم حالت اکو کردن را در کودک حذف یا اصلاح کنیم. معمولا تکرار کردن کودک ناشی از عدم درک سوال است مثل وقتی به کودک گفته می شود«اسمت چیه؟»و او همین سوال را تکرار می کند. برخی کودکان آگهی های تلویزیونی یا صحبت های دیگران را بدون داشتن معنی خاصی با خود تکرار می کنند. اگر چه سخنان پراکنده و مکرر این کودکان ممکن است رفتار ناشی از تحریک درونی باشد اما تمریناتی وجود دارد که می تواند آن ها را کاهش دهد. یکی از روش های حذف اکوی کلام استفاده از سرنخ دهی است. برای مثال کودک را صدا می زنیم و قبل از این که کودک اسم خود را تکرار کند آهسته می گویم ((بله)) این عمل را چندین بار تکرار می کنیم تا کودک یاد بگیرد پاسخی که در قبال شنیدن نام خود می دهد کلمه ((بله)) است. اگر هنوز کودک در قبال نامیدن، نام خود را تکرار می کند، حرف ((ب))را به عنوان کلید بیان می کنیم تا پاسخ را به خاطر آورد. فقط باید به خاطر داشته باشیم که کلید دادن به مدت طولانی باعث وابستگی کودک به آن می شود و زمان استفاده از کلید و سرنخ دادن باید خیلی کوتاه باشد. بعد از این مرحله می توانیم کار را با پاسخ به سوالات کوتاه دیگرادامه بدهیم«اسمت چیه؟»،«چند سالته؟» و ... به هر حال وقتی که کودک زبان معنا را کسب کند(یعنی قادر به درک اکثر کلمات و سوالات شود) از اکولیلیک کاسته می شود. یک روش دیگر برای حذف اکو اشاره کردن به پاسخ است. مثلا با اشاره به مادر می پرسیم این کیه؟و یا با اشاره به شی می پرسیم این چیه؟ پس از چند بار تکرار کودک کم کم متوجه می شودکه پاسخ سوال این چیه؟ نامیدن شی مربوط است و ... از آن جا که امکان آموزش تمام سوالات موجود وجود ندارد و تعداد سوالات و کلمات خیلی بیشتر از آن است که کودک به درک درستی از آن ها برسد یک روش وجود دارد تا از اکولیلیک کودک در سوالات دیگری که پاسخ آن ها را نمی داند یا سوال را درک نمی کند جلوگیری کنیم و آن هم استفاده از عبارت ((من نمی دانم)) است.

برای این منظور تعدادی از سوالات که می دانیم کودک جواب آن ها را نمی داند انتخاب می کنیم(مثال: چرا پرندگان آواز می خوانند؟ شیراز در کجا قرار دارد؟ و... نیز تعدادی سوالات که می دانیم کودک پاسخ به آن ها را یاد گرفته (مثل:اسمت چیه؟، چند سالته و...)حالا کودک را در موقعیت آموزشی قرار داده و اولین سوال را می پرسیم، چرا پرندگان آواز می خوانند؟ سوال را خیلی سریع پرسیده و تن صدای ما هم بهتر است پایین باشد و بعد خیلی بلند«من نمی دانم» را بیان می کنیم. این تمرین را تا جایی ادامه می دهیم که کودک تقلید این پاسخ را یاد بگیرد. سپس این سوال را با تن صدای نرمال و بدون جواب بیان می کنیم. اگر کودک به طور صحیح سوال را تکرار نکرد و من نمی دانم را گفت او را تشویق می کینم. بعد سوال آسان «اسمت چیه؟» را می پرسیم اگر کودک نام خود را گفت او را فراوان تشویق می کنیم و اگر پاسخ نادرست داد یا گفت من نمی دانم جواب درست را به او می گوییم. به این ترتیب کودک یاد می گیرد که جواب سوالی را که می داند درست بدهد و آن چه را که نمی داند با من نمی دانم پاسخ دهد. کار را با سوالات متعدد دیگر یکی یکی پی می گیریم تا جایی که کودک کم کم تعمیم دهد که هر چه را که نمی داند بگوید من نمی دانم و هر چه را می داند پاسخ دهد. به این ترتیب از میزان اکولیلیک کم خواهد شد. گاهی کودکانی که بیشتر دچار در خود ماندگی می شوند هنوز هم در برخی موارد اکو دارند. در این موارد باید بیشتر به دقت و تمرکز کودک بپردازیم تا از میزان اکولیلیک وی کم شود.

مبحث دیگری که در ادامه به توضیح آن می پردازیم در مورد گفتار نامفهوم است. منظور از گفتار نامفهوم یا سایکوتیک، ترکیباتی از کلمات نامعلوم و خام هست که هیچ مفهومی از آن ها استنباط نمی شود. مثل(کبک، هموک، کیک، پایین، مژه) یا حتی معنی دار باشند اما در خارج از بحث اصلی مطرح شوند. ممکن است که گفتار نامفهوم حاصل محرک مشخص یا تقویت کننده های درونی باشد که کودک از آن به دست می آورد. در این جا نیاز به مداخله و حذف گفتار نامفهوم احساس می شود زیرا از نظر اجتماعی کودک از آن آسیب می بیند. روش حذف یا متوقف کردن گفتار نامفهوم مثل حذف انواع دیگر رفتارهای کلیشه ای است. مثلا هنگامی که کودک گفتار نامفهوم را بر زبان آورد فورا با صدای بلند می گوییم «نه» یا انواع دیگر نارضایتی را ابراز می داریم. بعد توضیح می دهیم که این گونه حرف نزن. ممکن است کودک باز هم متوجه نشود که برای چه نصیحت می شود. یک روش دیگر این است که به کودک یاد بدهیم که نامفهوم حرف بزند(مثلا تعدادی کلمه بی ربط بگوییم تا تکرار کند) و به او بگوییم که می خواهیم نامفهوم حرف بزنیم. بعد فرمان را عوض کرده و بگوییم حالا نامفهوم حرف نزن و به خاطر این کار او را تقویت کنیم. کم کم همایندی تقویت با گفتار سالم و همایندی گفتار نامفهوم با نارضایتی و عدم تقویت به کاهش این رفتار کمک خواهد کرد. علت این کار این است که کودک بین گفتار درست و گفتار نادرست تمیز قایل شود و آن ها را بشناسد. در بحث های آینده آموزش گفتار پیشرفته را ادامه می دهیم.
 

منبع

Ivar Lovass(1987).Me book

 

 

 

 

1397
مهر
8
يک‌شنبه 8 مهر 1397
2018
September
30