موسیقی درمانی

امیر نوروزی
بین ویژگی های فیزیکی اصوات و صداهایی که به گوش می رسد و احساس حالت ایجاد شده ناشی از آن، ارتباط مخصوصی وجود دارد. به طوری که توصیف این ساز و کار در سطوح مختلفی می تواند صورت پذیرد.
در ابتدا اولین اصواتی که انسان با آن آشنا می شود، تجربیات صوتی در زمان جنینی است. صدای قلب مادر و بعد از آن صدای اطرافیان مانند پدر، خواهر، برادر و یا صداهای دیگری که در پیرامون ما در جریان است. این اصوات می تواند خوشایند و یا ناخوشایند باشد. هر کدام از این اصوات می توانند تاثیرات مثبت و یا منفی بر روی جنین بگذارد. به همین دلیل است که تاکید می شود مادری که باردار است در محیطی آرام قرار گیرد. کودک بعد از به دنیا آمدن با صداهای مختلف دیگری آشنا می شود که باعث گسترش تجربیات شنیداری کودک می گردد. اصوات طبیعت، باد، باران، رودخانه و ... اصواتی هستند که شنیدن و تجربه کردن آن برای کودک بسیار مفید است.
صدا در مرحله ی اول با ارتعاش صوتی عصب شنوایی مکانیسم های متنوعی توسط سیستم شنوایی به کار می افتد (پردازش همنوایی اولیه ) که نتیجه ی آن سازمان دادن تفسیر و توصیف ذهنی از مجموعه ی صداهاست تا به نوبه ی خود بر مبنای منشا صداها آن ها را تقویت و یا حذف کند (تقطیع گروهی ). شاخص های شناسایی صداها شامل درجه ی بلندی صدا، دانگ صدا و طنین آن است در حالی که شاخص های شناسایی موسیقی شامل طرح و ساختار ملودی (لحن)، فاصله ی بین دانگ ها و الگوی ریتم (ضرب آهنگ) می باشد. بنابراین ساختار ترکیب کننده ی صوتی در سیستم شنوایی با تنظیم مناسب و معقول کشش صداها (نت ها) می تواند درک نهایی شکل موسیقیایی اصوات را تحت تاثیر قرار دهد.

رویکرد عصبی در پردازش موسیقی
تحقیقات حاضر پیشنهاد می کنند وقتی موسیقی یا سایر صداها را می شنویم پاسخ های هیجانی ما با این اصوات توسط (آمیگدال) کنترل می شود که این امر حاکی از اهمیت ورودهای حسی در ارتباط با مفاهیم هیجانی است.
این راه های آوران حسی اطلاعات را مستقیماً و سریعاً از تالاموس که نوعی ایستگاه تقویت برای اطلاعات ورودی محسوب می شود دریافت می کنند یعنی قبل از این که به طور آگاهانه در قشر مغز پردازش شوند. در حالی که دریافت اطلاعات به دست آمده از قشر مغز خیلی آهسته انجام می پذیرد که این موضوع، پاسخ سریع و ترکیب شده به موسیقی و صداها ( که به طور خودکار انجام می پذیرد ) را توجیه می کند. به عنوان مثال: سرعت رانندگی با اتومبیل در پاسخ تاثیر گذار به نوای آواز کودکانه، بیشتر از هنگامی است که موسیقی مهیجی از رادیوی همان اتومبیل پخش می شود. یعنی در حالت اول (شنیدن آواز محزون کودکانه ) راه های آوران حسی اطلاعات را مستقیماً و سریعاً از تالاموس دریافت می کنند قبل از اینکه (مثل پخش موسیقی از رادیوی اتومبیل) به طور آگاهانه در قشر مغز پردازش شوند. این امر نشان می دهد راه های قشر مغزی، مسیرهای طولانی تری جهت پاسخ به اطلاعات دریافتی هستند اما در عین حال دسترسی اطلاعات کامل تری را جهت شناخت مهیا می سازند به عبارت دیگر و در مفهوم درک موسیقیایی، راه های قشر مغزی حافظه هایی را که در ارتباط با شنیدن موسیقی مخصوص به خود هستند فرا می خوانند و در نتیجه پاسخ های هیجانی ما به موسیقی تحت تاثیر این روند قرار می گیرد بنابراین از آن جا که (راه های قشر مغزی) در سطح آگاهی و هوشیاری قرار دارند بیشتر تحت کنترل نیز واقع می شوند.
موسیقی نه تنها با انتظارات تجربی و پاسخ های هیجانی، اتحاد و اتصال می یابد بلکه شنوندگان آشنا به سبک های مختلف، آن را برای مقابله با تنش ها آماده می سازد. بخش های مختلف مغز که در پردازش موسیقی دخالت دارند در مراحل رشد جنین تکامل می یابند و شامل سیستم های عصبی وسیعی هستند که در سرتاسر مغز گسترش می یابند. اما نواحی اختصاصی شده نیز در ارتباط با رفتار موسیقیایی شکل می گیرند. دخالت هر دو نیمکره ی مغز به خاطر پیچیدگی تجربه ی درک موسیقی در سطح شنوایی، بینایی، شناختی، عاطفی و حرکتی قابل توجیه است. نیمکره ی چپ، اطلاعات را در سطح اولیه ی کلامی، مرحله ای، منطقی و روش تحلیلی پردازش می کند در حالی که کارکرد نیمکره راست مغز بیشتر غیر کلامی، جامع نگر، شهودی و تالیفی است. بسیاری از بخش های پایین تر مغز که در پردازش موسیقی نقش دارند خودشان دارای عملکرد موسیقیایی نیستند.
کورتکس حرکتی، مسئول کنترل و افزایش پاسخ عملکرد انگشتان دست در حین تمرین نواختن پیانو در هر دو بعد فیزیکی و تخیلی است. به خاطر وجود راه های گوناگون در تجربه ی موسیقیایی می توان به «مغز موسیقیایی » قائل شد که البته به طور انحصاری انعطاف پذیر می باشد.
تحقیقات نشان می دهد سیستم لیمبیک حاوی تصاویر زیادی از گیرنده های اوپیوئیدی (opioid) است که به مواد شیمیایی نظیر اندروفین ها که احساس درد را تسکین می دهند بسیار حساسند و به نظر می رسد در برخی شرایط شنیدن موسیقی، رها شدن اندروفین ها را تسهیل می دهند که به نوبه ی خود پاسخ های هیجانی را نتیجه می دهد و این امر بیانگر نقش کاربردی موسیقی در معالجات پزشکی است. اهمیت مقابل بین جسم و ذهن به طور روز افزون در علم پزشکی مورد شناسایی قرار دارد.
تحقیقات نشان می دهد که مسیر پردازش موسیقی توسط مغز انسان آن قدر پیچیده است که نمی توان اثر موسیقی بر رفتار یک فرد را پیشگویی کرد، زیرا علاوه بر پاسخ سیستم عصبی خودکار به صداها، پاسخ های آگاهانه ی منحصر به فرد هم در بروز پاسخ های هیجانی وساطت می کنند که خود تحت تاثیر تجربیات قبلی و عواملی همچون سن، جنس و این که آیا قبلا تحت آموزش موسیقیایی قرار گرفته ایم یا خیر، نیز در چگونگی این پاسخ ها دخالت دارند.گذشته از این هر فرد، مجموعه ی منحصر به فرد حافظه هایی را دارد که کاملا به تجربیات موسیقایی او مرتبط است که این حافظه ها تداعی کننده ی قطعات و نغمات خاص موسیقی محسوب می شوند و وابسته به رویدادها، شخصیت ها، فعالیت ها، مکان ها، هیجانات و یا سایر تجربیات حسی اند. این سطح منحصر به فرد درک موسیقی، به این معنا است که پیش بینی دقیق اثر موسیقی بر رفتار هر شخص تا حد زیادی مشکل و غیر ممکن است. در تحقیق دیگری که به تاثیر موسیقی بر تغییرات امواج مغزی کودکان پرداخته شده احتمال باز سازی کارکردهای مغزی توسط موسیقی بررسی گردیده است. این تغییرات امواج مغزی توسط (EEG) ثبت و بررسی شده است. پخش موسیقی کلاسیک به مدت یک ساعت در روز طی شش ماه برای کودکان 4 سال پیش دبستانی در مقایسه با گروه کنترل ( که در معرض استماع این دوز موسیقی قرار نگرفتند) نشان دهنده ی افزایش نوسان ریتم در بعضی قسمت ها موج آلفا و نیز در بخش های مختلف لب تمپورال قشر مغز بود و نکته ی در خور توجه تغییرات (EEG) در منطقه ی شنوایی غیر فعال قشر مغز بود که کودکان از آن به طور معمول برای توجه به موسیقی استفاده نمی کنند.
سودمندی و اهداف موسیقی درمانی
1-موسیقی محرک و به کارگیرنده ی بسیاری از قسمت های مغز است. موسیقی باعث تثبیت و پایداری"توجه" می شود.
2-موسیقی برانگیزاننده ی موثری است.
3- موسیقی فراهم آورنده ی ساختار سالم ارتباط کلامی و غیرکلامی است.
4-موسیقی به کارگیرنده ی صداها و سکوت ها برای درک مفهوم و ساختار قابل فهم زمان است.
5-فعالیت موسیقیایی تعامل اجتماعی را تقویت می کند.
6-موسیقی یکی از ابزارحافظه کاربردی محسوب می شود.
7-موسیقی تقویت کننده و تشدید کننده ی تحرک است.
8-موسیقی راه برنده به سوی خاطرات و هیجانات است.
9-موسیقی فراهم کننده ی مسرت بخش بازخورد غیر کلامی است.
10-فعالیت های موسیقی به راحتی با توانایی های هر فرد قابل تطبیق است.
11-استفاده از طرح های موسیقیایی در تقویت مهارت های جهت یابی صحیح.
12-موسیقی به کارگیرنده ی مفاهیم محسوس است که به سهولت قابل فهم اند. مثل تند،کند، بالا و...
13- فعالیت موسیقیایی همزمان بسیاری از حس ها را هماهنگ می کند و باعث تقویت یادگیری، درک شنوایی، بینایی و عاطفی می شود.
14-موسیقی، تکرار فرح انگیز و معنادار کلمات است و مطالب را تسهیل می کند.
15-موسیقی هم زمینه ساز نظم ساختاری در شکل و هم فراهم کننده ی آزادی در خلاقیت هنری است.
بیماران با دردهای مزمن را می توان با به کارگیری موسیقی به منظور تحقق اهداف زیر مورد آزمایش قرار داد:
1.کاستن اثرات فیزیولوژیک تنش های ناشی از درد
2. منحرف کردن فکر در توجه به درد
3. تغییر درک زمان به نفع کاستن از درد
4. تقویت سیستم ایمنی

سودمندی ها و کاربرد های موسیقی درمانی
یک موسیقی درمان گر، با همه ی رده های سنی سر وکار دارد و نتایج تلاش های او در عرصه های غیر موسیقیایی ظاهر و آشکار می گردد که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد.

مهارت های ارتباطی
می دانیم که موسیقی حاصل پردازش اطلاعات غیر کلامی ریتمیک است. به همین خاطر موسیقی می تواند برای برقراری ارتباط غیر کلامی مورد استفاده قرار گیرد. خصوصا" در مورد کودکان با اختلالات مختلفی مانند اتیسم، کم توان ذهنی، اختلالات یادگیری و فلج مغزی مورد استفاده قرار می گیرد.
کودکان استثنایی، ارتباط خوبی با موسیقی برقرار می کنند. علت آن هم غیر کلامی بودن موسیقی است.گاهی،کودکانی که توانایی ارتباط کلامی ندارند می توانند اصوات مختلف موسیقی را بازسازی کرده و شروع به تقلید صدای آن کنند و به این ترتیب با گسترش صداهای مختلف و تقلید آن اصوات، قدم بزرگی در صحبت کردن آن کودکان برداشته شود.
طی تحقیقاتی که انجام گرفته است کودکانی که در مسائل یادگیری دچار مشکل هستند در فعالیت های فراشناختی دچار مشکل اند. یکی از آن فعالیت های فراشناختی مسئله ی فراشنوایی آنان است. در این فرآیند کودک قبل از اینکه متوجه شود شخص مقابل چه درخواستی از او دارد و یا این که چه عملی را از او می خواهد که انجام دهد شروع به انجام آن کار می کند که در بسیاری از مواقع صحیح نیست.
در کلاس های موسیقی درمانی سعی بر آن است که تا حد زیادی این مورد برطرف شود (فرآیند فراشناختی). به همین منظور، در این کلاس ها بر روی "گوش کردن به فرامین" تاکید می شود.
در امور بازی های گروهی موزیکال و یا ریتمیک و یا اجرای بداهه نوازی ساز، این امور به کودکان آموزش داده می شود.
موسیقی درمانی می تواند برای بهبود موارد ذیل در مهارت های ارتباطی مورد استفاده قرار گیرد:
بهبود و تقویت مهارت های زبانی مثل توانایی ارتباط فکری و احساسی
بسیاری از کودکان استثنایی، در بیان احساسات خود دچار مشکل هستند. چند عامل باعث بروز این مشکل می شود که عبارتند از: نداشتن مهارت گفتاری مناسب، نداشتن حرکات میمیک (حرکات دست و صورت در زمان صحبت کردن) و عدم توانایی در بیان تفکر و احساس خود.
2. اصلاح و تقویت مهارت های درکی زبانی (مثل توانایی فهمیدن سخن دیگران)
3. بهبود مهارت سخنوری و ارتباط کلامی
هر اندازه کودکان در این مهارت گسترش یابند بهتر می توانند ارتباط کلامی خود را با دیگران گسترش دهند و این عامل باعث می شود که کودکان دارای اعتماد به نفس بیشتری شوند و در غیر این صورت افراد منزوی و جامعه گریز و با اعتماد به نفس پایین شاهد خواهیم بود.
4. تقویت کاربرد موثر ارتباطات غیر کلامی
همان گونه که ارتباط کلامی برای برقراری ارتباط مهم است، ارتباطات غیر کلامی هم مهم به نظر می رسد. بسیاری از ارتباطات ما در جامعه غیر کلامی است. مثال، آشنایی را در جمع می بینید و از دور دست خود را بالا می برید و لبخند می زنید.

چه کسانی از موسیقی درمانی بهره می برند
امروزه، در سراسر دنیا مداخلات موسیقی درمانی در طیف وسیعی از اختلالات و بیماری ها در کلینیک های توانبخشی و بیمارستان ها در کنار درمان های دیگر به کار گرفته می شود: اختلالات عصبی رشدی کودک، اختلالات طیف اتیسم، نقص توجه و بیش فعالی، اختلالات یادگیری، عقب ماندگی های ذهنی، سندرم داون، نقص شنوایی، فلج مغزی.
بیماری های عصبی – شناختی: سکته مغزی ، دمانس، آلزایمر و...
بیماری های اعصاب و روان: اختلالات رفتاری کودکان، اضطراب، افسردگی، اسکیزوفرنی.
در سال هاي اخیر درمان هاي هنري به خصوص موسيقي درماني مورد توجه بسياري از كارشناسان و محققان، قرار گرفته است. امروزه موسيقي و تأثيرات نوروفيزيولوژيك آن مورد توجه بسياري از محققان در سراسر دنياست. تنفس،گام برداشتن، ضربان قلب، همگي سيمايه هاي موزون و يا ريتميك از حيات جسماني ما، به شمار مي آيد. بين شناخت و موسيقي ارتباط وجود دارد.
آموزش موسيقي به صورت نظام مند و منظم را در زمينه پردازش حافظه مؤثر مي دانند.
كولير و لوگان نيز بر اين باورند كه عملكرد حافظه كوتاه مدت با بهره گيري از تحريكات موزون شنيداري متناوب، بهتر از زماني است كه تحريكات بينايي به كار برده مي شود. گفته مي شود موسيقي از راه تصويرسازي ذهني، تقويت حافظه را به دنبال دارد.
برنامه هاي موسيقي درماني طراحي شده در اشكالي از خواندن، نواختن، ساختن و فعاليت هاي فی البداهه موسيقيايي تأثير زيادي بر مهار رفتارهاي نامطلوب كودكان عقب مانده ذهني دارد.
فعاليت هاي ريتميك و موزيكال نيز در افزايش رفتار توجه بر تكليف و به يادآوري جدول ضرب و اطلاعات تحصيلي كودكان داراي اختلال يادگيري كمك مي كند.

منابع
تأثير موسيقي درماني بر توجه انتخابي كودكان داراي اختلال نارسايي توجه بيش فعالي. ليلاالسادات كريمی، حسين زارع، حبيب هاديان فرد
مقدمه ای بر موسیقی درمانی، هاتف دوستدار

1398
بهمن
16
چهارشنبه 16 بهمن 1398
2020
February
5

Add new comment

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • Web page addresses and e-mail addresses turn into links automatically.
  • Lines and paragraphs break automatically.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.