رشد حسی حرکتی

در مقاله ی قبل به بحث در مورد اهمیت سیستم عصبی محیطی، رشد و نمو سیستم  عصبی حرکتی، تقدم رشد سیستم عصبی از دیدگاه دانشمندان، اهمیت مرحله ی حرکتی در رشد سیستم عصبی و چگونگی رشد حس های هفت گانه پرداختیم و به این نتیجه رسیدیم که از بین حس های هفت گانه رشد و تکامل حس لامسه، عمقی و ویستیبولار وابستگی زیادی به شیوه زندگی فرد و میزان تحریکات بعد از تولد دارد.

در این مقاله قصد پرداختن به مراحل و دوره های رشد حرکتی داریم:

همان گونه که در شکل پیداسترشد و نمو انسان دارای چهار حیطه ی در هم تنیده جسمانی، حرکتی، شناختی و عاطفی است، که رشد و نمو هر حیطه در تعامل و وابستگی با حیطه های دیگر است و نقص در رشد هر حیطه می تواند تاثیر منفی بر حیطه های دیگر بگذارد. چون بحث این مقاله در مورد رشد حرکتی است از پرداختن به حیطه های دیگر می پرهیزیم، البته این نکته گفتنی است که با توجه به طبقه بندی بلوم رشد حرکتی از رشد جسمانی متمایز استیعنی اگر فردی در ظاهر، جسمی سالم و کامل داشته باشد نمی توان گفت این فرد از نظر حرکتی هم هیچ مشکلی ندارد و به کمال رشد حرکتی خود رسیده است.

در مورد رشد و نمو حرکتی انسان دیدگاه های زیادی مطرح شده است که از این بین دیدگاه کالاهور جزو معروف ترین و معتبرترین دیدگاه ها است. در این دیدگاه که بر اساس سه عامل ویژگی های فرد ، محیطو تکلیف مطرح شده است، رشد ونمو حرکتی به چهار دوره حرکات رفلکسی، حرکات مقدماتی یا پایه، حرکات بنیادی و حرکات تخصصی تقسیم شده است. در ابتدا بهتر است سه عامل ویژگی های فرد، محیط و تکلیف را کمی شرح دهیم: ویژگی های فردکه بسیاری آن را وراثت می نامند، استعداد و رشد و نمو انسان در تمام حیطه های رشدی است. به عبارتی نهایت رشد هر فرد محدود است؛ یعنی هر فردی در هر حیطه می تواند تا سطحی مشخص رشد کند؛ مثلا بعضی از انسان ها استعداد قهرمان شدن در یک رشته ورزشی را دارند و بعضی دیگر هر چه قدر هم تلاش کنند نمی توانند مهارت های آن رشته ورزشی را به خوبی بیاموزند،این استعداد با فرد متولد می شود و بستگی زیادی به وراثت دارد. ویژگی های محیطی به تمام عوامل موثر اطراف انسان گفته می شود که می تواند برای فرد شرایطی فراهم کند تا او به اوج استعداد خود برسد یا جلوی پیشرفت آن را بگیرد. مانند افرادی که در کوهستان به دنیا می آیند یا افرادی که در شهرهای کویری متولد می شوند. اثر محیط نیز به اندازه ی اثر ویژگی های فرد است. ویژگی های تکلیف به نوع فعالیت و تمریناتی گفته می شود که انسان در مراحل رشد انجام می دهد. مانند کودکانی که مراحل رشد خود را در آپارتمان پشت کامپیوتر می گذرانند و کودکانی که این دوران را در کوچه و خیابان با کودکان دیگر می گذرانند.اهمیت ویژگی تکلیف از این روست که در بین سه ویژگی ذکر شده در فوق، این ویژگی بیشتر از همه تحت کنترل ماست و ما می توانیم با کنترل آن به کودکانمان کمک کنیم که به اوج رشد خود برسند. حال شناخت مراحل رشد در هر حیطه به ما کمک می کند تا بدانیم که کودک ما الان در چه مرحله ای است و ما باید به آن چه تکلیف هایی بدهیم و چه توقعاتی از آن داشته باشیم. مسئله دیگری که در نظریه ی کالاهور مطرح است وجود دوره های بحرانی یا طلایی در رشد انسان است. این دوره ها زمان هایی هستند که در وجود انسان حساسیت زیادی نسبت به محرک ها و تکالیف محیطی وجود دارد. در واقع سیستم های عصبی انسان در این دوره های زمانی تشنه تکالیف و محرک های مناسب خود هستند تا بتوانند از یک مرحله ی رشدی پایین تر به مرحله ای بالاتر گام بردارند، در صورتی که این محرک ها به صورت مناسب به فرد داده نشود ممکن است رشد فرد با تاخیر یا اختلال مواجه شود. البته تمام اختلالات رشد را نمی توان تنها به این مسئله مربوط دانست چون مسائل دیگری همچون وراثت و محیط نیز بر رشد انسان موثر هستند. جالب است بدانید معادل این دوره های طلایی بعد از تولد دوره هایی با نام «اپی ژنیک» در مرحله ی جنینی و پیش از تولد انسان وجود دارد که همانند دوره های بحرانی هستند و فرد در این دوران نسبت به صدمات محیطی حساس است و این صدمات می توانند منشا بسیاری از مشکلات بعد از تولد انسان باشند.

برای همه ی جنبه های رشدی و رفتاری انسان از قبیل جسمانی، اجتماعی،حرکتی و...دوره های بحرانی وجود دارد. دانشمندان معتقدند این دوره ها در نتیجه دستیابی شبکه های عصبی مغز به سطح مناسبی از کیفیت کارکردی اتفاق می افتد که در این برهه زمانی مغز منتظر دریافت محرک های ویژه و مناسب خود است تا به سطحی بالاتر برود؛ در پایان این دوره حساسیت شبکه های عصبی برای محرک ها کاهش می یابد و در صورتی که محرک ها مناسب هر سطح بعد از کاهش حساسیت شبکه های عصبی به بدن برسد این گونه نیست که به هیچ وجه رشد صورت نگیرد بلکه رشد به کیفیتی که باید نمی رسد.

دانشمندان معتقدند محرک ها و تکالیف مانند سرمایه های رشدی انسان می باشند به طوری که فرد هر چه قدر تکلیف و محرک بیشتری دریافت کند اندوخته و سرمایه ی او برای مراحل بعدی زندگی بیشتر است و با قدرت بیشتری می تواند مراحل بعدی زندگی را سپری کند. پس برای افزایش قدرت کودکانمان تا جایی که امکان دارد باید بگذاریم آن ها تجربیات، محرک ها و تکالیف بیشتری دریافت کنند و سعی نکنیم آن ها را محدود کنیم، مشکلی که اکثر کودکان مبتلا به طیف اتیسم با آن مواجه هستند و به خاطر مشکلی که دارند از اطراف محدود شده و ارتباط آن ها با اطرافیان و محیط اطراف به حداقل می رسد، این مسئله نه تنها به آن ها کمک نمی کند بلکه رشد آن ها را با مشکلات بیشتری مواجه می کند. البته این محرومیت تنها مربوط به روابط اجتماعی کودکان نیست، بلکه بسیاری از کودکان مبتلا به طیف اتیسم از بازی و تحرک نیز محروم می شوند که البته این محرومیت تنها مربوط به روابط اجتماعی کودکان نیست، بلکه بسیاری از کودکان اتیسم از بازی و تحرک نیز محروم می شوند که این امر علاوه بر تاثیر منفی بر رشد کودک باعث ایجاد مشکلاتجسمانی،قلبی،عروقی و ...در سنین بالاتر می شود؛ تازه اگر مسئله ی تغذیه ی نامناسب شیرین و پرکالری بعضی از این کودکان را نیز اضافه کنیم عمق فاجعه بیشتر مشخص می شود.

تا این جا به اهمیت محرک ها،تکالیف و تجربیات در رشد انسان پی بردیم. حالا قصد شرح نظریه ی کالاهور در مورد رشد حرکتی را داریم. اولین دوره ی رشد حرکتی انسان دوره حرکات رفلکسی کلیشه ای است که به صورت غیر ارادی و خودکار با دریافت تحریک و بدون دریافت تحریک صورت می گیرد، به وسیله ی مراکز زیر قشر مغز کنترل می گردند و پایه سایر دوره ها هستند. این حرکات ابزاری برای جستجوی غذا، حفاظت بدن و کسب اطلاعات از محیط اطراف برای رشد بهتر است یعنی این حرکات به کودک کمک می کنند که بدون این که چیزی بداند یا به چیزی فکر کند غذای خود را پیدا کرده و میل کند، از خود در برابر خطرات محیط حفاظت کند و مغز و سیستم عصبی خود را تمرین دهد و تقویت کند. این دوره قبل از تولد شروع می شود و تا یک سالگی ادامه پیدا می کند که در صورت دریافت به جا و مناسب تکالیف و تحریکات این حرکات حذف شده و جای خود را به حرکاتی ارادی تر می دهند و فرد وارد دوره ی حرکات مقدماتی می شود. حرکات این دوره پایه و اساس حرکات ارادی انسان هستند و شامل حرکات استواری، دستکاری و جابهجایی می شود.حرکات ارادی در این مرحله پالایش نشده و ابتدایی هستند و با اشتباهات زیادی همراه می باشند. این مرحله تا دو سالگی به طول می انجامد. سومین دوره ی رشد حرکتی دوره ی حرکات بنیادین است. در این دوره هماهنگی،کنترل و کارایی حرکات افزایش پیدا می کند. شرایط محیطی مثل فرصت ها، تشویق، آموزش و... نقش مثبتی در رشد این دوره ایفا می کند. این دوره تا 7سالگی به طول می انجامد. آخرین دوره رشد حرکتی انسان دوره حرکات تخصصی است، در این دوره برنامه های حرکتی ساخته و اجرا می شود و حرکات با دقت و ظرافت بیشتری انجام می شود. این دوره تا نوجوانی و حتی جوانی به طول می انجامد.

گفتنی است که این دوره ها دارای هم پوشانی هستند یعنی قبل از پایان هر دوره، دوره بعدی آغاز می شود و هم چنین ممکن است زمان این دوره ها در بعضی افراد کمی متمایز باشد به همین خاطر تشخیص دادن این دوران برای اکثر افراد مشکل است و نیاز به اطلاعات کامل تر و دقیق تر و تخصص دارد.

منبع

رشد حرکتی، نوشته پاین وایساکس

رشد حرکتی در طول عمر، نوشته هی وود و گچل

رشد حرکتی، نوشته دکتر شجاعی

 

1397
شهریور
4
يک‌شنبه 4 شهريور 1397
2018
August
26